خرید بک لینک
انگار که توی ماشین برادرم نشسته بودیم و داشتیم از روی پل ششم می آمدیم به این سمت کارون... صباح داشت ترانه ی ساعات را می خواند... وقتی رسیدیم پشت چراغ قرمز شاخه ی درختی به آینه ی بغل ماشین گیر کرد... من دستم را بردم که شاخه را جدا کنم... همان دستی که

برچسب: نویسنده: پویا دادخواه تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 23:16

صفحه بندی